
نظرات شما عزیزان:
ملینا 
ساعت1:20---22 فروردين 1395
سلام یوسف سلام آریا سلام آرین
سلام هانی خوبی؟؟
وای چندشم شد وقتی این پست خوندم چون یاد یه چیزی افتادم
یادمه وقتی کلاس پنجم بودم صبح زود قرار بود بریم جهنم منظورم از جهنم مدرسسمن خیلی از موقع ها به مدرسه میگم جهنم خب صبح زود معذرت می خوام دست شوییم گرفته بود بعد داداشمم میرفتیم مدرسه تا پام گذاشتم تو دست شوی یه سوسک گنده اونجا بود خب این دیگه واسم عادی بود چون هر شب تو دست شوی سوسک پیدا میشد بعدش من به داداشم گفتم اینجا یه سوسکه بیا بکشش بعدش ابو گرفت روش بعدش مرد
ولی تا وقتی رفتم داخل دست شویی درو بستم لامصب پشت در قایم شده بود
منم یه جیغ بلدی زدم از دستشویی رفتم بیرون دوباره به داداشم گفتم اونجا یه سوسکها البته با هزار ترس بهش گفتم اونم رفت دوباره آب رو روش گرفت
وایی برای آخر رفتم دوباره دست شویی یه سوسک زشت گنده با شاخه های دراز اندازه درخت بود بآلای سقف بود دوباره یه جیغ بلندی زدم که فک کنم تو عمرم اونقد جیغ بلندی نزده بودم بعدش اوه اوه داداشم رفتم داخل دست شویی درو بست من گفتم چه کشت کشتنی بشه امروز اوه یه صداهای از آون جا در میومد انگار دو تا کشی گیر رفتن تو دست شویی با هم کشتی بگیرم منم گفتم یا علی دو دقیقه طول کشید وقتی اومد صورتش قرمز شده بود البته جهنم دیر شده بود خیلی دیگه سرت به درد نیازم رفتم دیگه دست شوی ای نیار دیگه سوسکی در کار نبود ولی تا وقتی اومدم بیرون بغل در یه بچه سوسک بود
ببخشید این بار سرتو به درد نیارم پاسخ:سلام ملیناجان....خوب باشی خوبم...خیلی خوب...راستش خودمم چندشم میشه ازین پست...خوب...وای چه جالب منم به مدرسه میگم...دروازه جهنم...خوشحالم باهم همعقیده ایم...ولی خوب توی جهنم هم به اندازه کافی سرگرمی هست....خوب...همه خاطرتو خوندم...هم ترسناک بود هم خنده دار....حالا اینو گوش کن....عید پارسال داداش جان مانی یه خونه کرایه کرده بود یه ذره قدیمی بود....چون خیلی از دوستاشو دعوت کرده بود اونجا....ولی هفته دوم عید دیگه رفته بودن مانی هم واسه یک ماه اجاره کرده بود....یکی از خونه هایی بود که صادق خریده بود که بکوبه واسه آپارتمان....بعدش ایکس باکسم اونجا بود....منم با علی و مانی و صادق و چندتا دیگه هرروز میرفتیم اونجا تا شب اونجا بودیم....به رودخونه هم نزدیک بود....خونه قدیمی بود...خوب...گلاب به روت دسشوییش فک کنم محمل تولیدو صادرات سوسک بود...ماتوی زبون محلیمون به سوسک دسشویی میگیم...پرونه...paroona...بعدش صب که میرفتی حدود دوهزارتا سوسک از توی دسشویی ریخته بودن توی حیاط..همشونم جنگجو...منم از همه زودتر میرفتم اونجا...یه با بادمپایی حمله کردم نتونستم شکستشون بدم...بعدش یه حشره کش گرفتم به همشون زدم...بی حال شدن...بعدش آب جوش درست کردم ریختم روی همشون....ولی توی دسشویی اونجا ترسناکترین جای دنیا بود...اصلا انگار همه سوسکای دنیا توی اون دسشویی بودن...منم خیلی میترسیدم برم اون تو...نفت ریختم...دروبستم..ولی آتیش نزدمشون ترسیدم دسشویی منفجر بشه...بعدش همشون به حال مرگ بودن...آب جوش ریختم سرشون قتل عامشون کردم...یه چیز جالب..فردا که میرفتم باز همون برنامه بود....خوب...ببین ملینا..بنظر من فرضیه من درمورد سوسکا درسته...اون مخصوصا پشت درقایم شده تا بهت حمله کنه...اونا برای ترسوندن و حمله کردن به ما نقشه میکشن...ترست کاملا بجاست....به امید نابودی کامل سوسکای دسشویی....خوب..دقت کردی کثافتا توی دسشویی قدرتشون سه برابر میشه؟؟؟.....خوب..بخاطر کامنت و خاطره جالبی که نوشتی ممنون مرسی تشکررررررررررررررررررررررررررررررررررر پاسخ:یه چیزی...ببین...چطور بگم...هرکاری میکنی وبلاگتو حذف نکن...البته این نظر منه و مطمئنم نظر خیلیای دیگه هم هست....ببین...من حرف دلمو نمیتونم توی خودم نگه دارم...من با کامنتها و ازون مهمتر با آپهای شما دوستای خوبمه که جون میگیرم وبلاگو ادامه میدم....چطور بگم...توی یه فیلم رزمی شنیدم که یکی از قهرمانای فیلم گفت...(زنجیر تا وقتی زنجیره که همش کامل یاشه)...یعنی اگه یه حلقه زنجیر ببره یا نباشه در ظاهر حلقه های دیگه سالم هستن ولی درواقع اون زنجیر قدرتش کم میشه....خیلی کم..
افعی 
ساعت21:43---21 فروردين 1395
سلام دارم به همه دوستان
پسرم نگرانی تو رو تحسین میکنم.بنظرمن تو انسان باهوشی هستی و اینو بخاطر این میگم که تو ماسک لرد ویدر رو برای عکس مطلبت انتخاب کردی که وقتی بهش دقت میکنم میبینم خیلی شبیه یک سوسک درست شده.این مطلبت من رو به فکر فرو برد و موسیقی که برای اپ جدید درنظرگرفتی من رو به یاد کلی خاطره دوران جوانیم انداخت من فیلم سینمایی جنگ ستارگان را چندبار دیدم اون یک شاهکار هست
من درمورد دیونگی و وحشی بودن تو نظری ندارم ولی بهت میگم که زیاد فیلم نگاه نکن پاسخ:سلام عمو...خوب...ممنون...وای نه اونقدام دیگه باهوش نیستم...وای وای وای..خوب فهمیدین عمووووووو....اگه توی ذهنت کمی تغییرش بدی میشه یه سوسک دسشویی...آره جنگ ستارگان خیلی ازش فیلم سینمایی ساختن...خوب...باشه سعی میکنم کمتر فیلم نگاه کنم...خوب..آقای دکتر یوسف براتون افعی کشیده...مال شما از همشون سخت تر بوده کشیدنش بنظرمن....حالا ببینین متوجه میشید..خوب..ممنون که نظر دادین عمو
yousef hani 
ساعت21:01---21 فروردين 1395
سلام سلام به همگی سلام هانی عزیزم
سلام ملیکای مهربون و ملینای مهربون سلام سارای مهربونم و زاگرس عزیزم سلام آریای عزیزم و آرین عزیزم و سلام آقای دکتر نادر عزیز...
امیدوارم همتون خوب باشین...
همتون بی زحمت یه سری به وبلاگمون بزنین...وبلاگ یوسف ...چندتا نقاشی ناقابل براتون زدم البته فعلا مرحله اولشو زدم ...
خب سلام داداش گلم هانی خوبی؟؟
اول بگم که من فکر نمیکنم بلکه مطمئنم که تو هم دیوونه ای هم وحشی و هم زیاد فیلم میبینی...هههههههههههههخخخخخخخهه پاسخ:سلام یوسف...خوب...آره دیدمشون...همشون عالین...حرف ندارن...حالا دیگه مطمئنم مرحله دومشون میترکونه...باشه منکه الان میرم نگاشون میکنم....خوب...اینا رو که گفتی تقریبا همه بهم میگن..ههههههههههههه...خوب....ممنون که کامنت دادی
اریا 
ساعت21:00---21 فروردين 1395
سلام به همگی سلام هانی اقایوسف ملیکاخانم ملیناخانم اقانادر.هانی جون منم باهات توی کثیف بودن سوسکا موافقم ولی اینجوری شکنجشون میدی کار درستی نیست.بابام میگه هرموجود موزی رو که مجبور شدی بکشی باید تااونجا که میتونی سریع بکشیش که کمتر عذاب بکشه پاسخ:سوسکا خیییییییییییییییییییییییییلی کثیفن آریا...ناقل هزار جور مریضین...جزام...وبا...جرب...سل..هرجور مریضی بگی بهشون چسبیده...عععععععععععع...خوب...آره همه بهم میگن شکنجشون نده آهشون میگیردت ولی من توجهی نمیکنم...فقط باید اینا نابود بشن...راستی سلام...آریاجونم....داداش یوسف نقاشی کشیده...برو ببین..نظریادت نره وا
ارین 
ساعت20:58---21 فروردين 1395
حالم بد شد دیونه وحشی اینقده فیلم نبین پاسخ:ههههههههههههههههه....خوشحال شدم حالت بد شد...هههههههههه....ببین آرین...داداش جان یوسف نقاشیا رو کشیده ولی هنوز ظاهرا مرحله اولشونو کشیده...همین مرحله اولشونو الان دیدم عالیه....حتما برو ببین...نظرتم بگو...هرچندنظرت اصلا مهم نیست
|