بازم سلام...اینو همین امروز ساختم...بعده مدتها تونستم یه ترول بسازم...خوب..موفق باشین
نظرات شما عزیزان:
ملیکا 
ساعت7:10---29 آبان 1397
سلااام هانی حالت چطوره خوبی؟!چخبر؟؟ خوشحالی منو نمیبینی خخخ
اوه ببین کی داره این حرف و میزنه؟! البته درک میکنم منم ی بار برای مدت طولانی نرفتم مدرسه و در کمال تعجب دلم براش تنگ شده بود فک کن منی که دروازه مرگ صداش میکردم قبلا
تو هم دروازه دوزخ یاادش بخیر چقد قدیما شادتر بودیم.
الان که دارم این کامنت و مینویسم ساعت 4 و سی و پنج دیقه صبه... و سه ساعت دیگ باید برم مدرسه، بی خوابی زده بود تو سرم منم یکی زدمش خخخخ
بعدم یادم اومد بیام وب تو ببینم در چه حالی!!
الان که فصل امتحاناته پس باید قدر تعطیلات و بدونی.
اگه خیلی میخوای بیا جای من امتحان بده مشقای منم تو بنویس
شاید دلتنگیت رفع شد خخخ
کتاب و رمان بخون ب جای کتابای درسی... اینطوری برا ادبیات هم خوبه هم حوصلت سر نمیره.
روزای اینده بازم بهت سر میزنم
امیداورم زودتر خوب شی موفق باشی خدافظ پاسخ:وااااااااای ...سلاااااااااااممممم...آجی پرنسس خانوممممم...بابا رسیدن بخیر...کجایی تو دختر...خییییییلی خوشحالم بهم سر زدی...واقعا ممنون...خوب...آره وجدانن دلم تنگ شده براش خوبه که درکم میکنی...هرچند به قول خودت دروازه مرگ یا به قول من دروازه دوزخ....ولی خوب دیگه امیزاد تا حدود سن هیجده سالگی خیلی احساساتیه...خوب...درمورد شادتریه قدیما...آره میفهمم چی میگی...روزای خوبی بود...هرچند توی مجازی بود ولی بنظر من دنیای مجازی از واقعی میشه گفت آدمو بیشتر احساساتی میکنه...هم خوبیاش خوبتره هم بدیاش بدتره...خوب...تو واس چی بی خوابی زده سرت؟....بی خوابی اصلا خوب نیست...خوب..خیلی کار خوبی کردی سر زدی ...ولی یه چیزی...این امتحانات دیگه اصلا دلم براش هیچوقت تنگ نمیشه خخخخخخ...خیلی خوب...آره هرموقه بتونم آره کتابای همه جوره میخونم...اگه عکساس قشنگ داشته باشه که خیلی بهتره...خوب...خیلی ممنون منم برات آرزوهای خوب خوب دارم...و..ممنون که همیشه دعوتمو به وبلاگ خودت قبول میکنی...خدافظظظظظظظظظظظظظ
yousef 
ساعت0:32---6 آبان 1397
سلام
همه تون دلمو شکستید ..
من احساس دلتنگیم بیشتر از توعه هانی
امان از غروری که شما دهه هشتادیا دارید که باعث شدید دلم بشکنه
احترام همتونو داشتم و دارم ولی همه دهه هشتادیایی که میشناختمشون خیلی بد باهام تا کردن.. همتون
ولی من با این حال همتونو دعا میکنم و از صمیم قلبم دوستون دارم
ایشاالله تو هم دوباره خوب میشی و دوباره میایی دلمو میشکنی
مهم نیس دلم بشکنه..فقط ایشاالله خوب بشی برگردی مدرسه ات.. فعلا یا علی پاسخ:سلام ...هممون با هم دلتو شکستیم؟...وای چه بچه های بدی هستیم....وای...خوب...من از وختی یادمه تو هی دلت داره میشکنه...خوب...غرور...اونو که همه دارن یعنی میگی تو نداری؟...ممنون که دعامون میکنی قبول حق ایشالله....راستش منم تو رو از صمیم قلب دوس دارم...خوب...خدا از دهنت بشنوه خیلی اذیتم میکنه این مشکل واقعا سخت بوده و داره هی سخت تر و سخت تر میشه...خوب...یادمه یه بار با عموجان رفتم بانک ...بالا سر یکی از میزای کارمندا یه کاغذی زده بودن به دیوار که روش نوشته بود..(((یادم باشد که رفتار من برخورد دیگران را مشخص میکند)))...برای من که تا حدودی آموزنده بود..و...ممنون کامنت نوشتی..بای بای
|