
نظرات شما عزیزان:
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت23:17---14 ارديبهشت 1396
خب خداروشکر چیزیت نشد یا کلا جایه دیگه ای بود...خب بعضی وختا این زلزه میاد ک خداروشکر کسی اسیب نمیبینه ...
اره یادمه وختی 8 سالم بود رفته بودیم بیمارستان ب خاطر پسر داییم ک تصادف کرد بعد بیمارستان یککمی لرزید همه ترسیده بودن فقط واسه چن ثانیه تکون خورد ک بعدش تموم شد پاسخ:آره خوشبختانه اصلا خطری نداشت...ولی ترسیدم...مثلا اگه اون زلزله طولانی بود یا درجه بالایی داشت چه کاری میتونستم بکنم...خوب...وای خداروشکر که چیزی نشد...پس خوب میدونی روبرو شدن با زلزله چقد سخته...آدم اولین فکری که به ذهنش میرسه اینه که هیچ فکری به ذهنش نمیرسه...و...ممنون کامنت نوشتی...موفققققققققققققققققققق
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت21:10---5 ارديبهشت 1396
خب ن لازم نیس معذرت بخوای ...خب راستش خیلی دیر ج دادی ی جورایی ترسیده بودم شنیده بودم خوزستان زلزله اومده همچین چیزایی ...واس همین عیبی نداره ک دیر اپ کردی بلاخره هرکی ی مشکلی براش پیش میاد ...
مرسی فعلا پاسخ:خوزستان نبود یه استان دیگه بود که اسمش یادم نیست...ولی شهر ما هم دو سه بار زلزله های خیلی خیلی خفیفی اومد ...یه دونشو خودم حس کردم...ساعت طرفای چهار صب بود...همه همه خواب بودن جز من...اولش فک کردم گیج شدمه ولی دیدم همه خونه داره خیلی ریز موج میخوره...واقعا ترس برم داشت...حدود ده ثانیه طول کشید..فردا رادیو شهرمون اعلام کرد همون موقه بود که من متوجه شدم...خوب...ولی دیگه آپ کردنامو اینقد طول نمیدم...بیشتر میخام بنویسم...خوب...ایشالله هیچ مشکلی برا هیشکی پیش نیاد...ممنون کامنت نوشتی...موفقققققققق
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت20:43---2 ارديبهشت 1396
واس چی انقد دیر ج کامنت رو میدی پاسخ:فردا..فردا یا عصر یا شب توضیح کامل میدم و توی آپ فردا اگه خواست خدا باشه قول میدم رفتارمو تغییر بدم...قول میدم...بازم ممنون کامنت نوشتی...کامنتای شما دوستای عزیزم برام خیلی خیلی مهمه...موفق باشیییییییییییی
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت19:44---29 فروردين 1396
اگه وقت کردی ی مطلبم بزار.gif) پاسخ:حتما حتما حتما ...فردا یه مطلب مناسب میزارم...یعنی الانم که شبه وقتشو دارم ولی انرژیشو ندارم...حالا فردا یا عصر یا شب حتما توضیح میدم ...مطمئنم یه معذرت خواهی به همه همه همه شما دوستای خوبم بدهکارم...فردا...فردا توضیح میدم...ممنون کامنت نوشتی دختر خوب
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت0:47---26 فروردين 1396
سلام هانی...اره پرنده شکار چی خیلی ترس داره.... من ک عاشق سگاممم راسی اون پرنده ک داشتیم اسمی براش انتخاب نکردیم چون خیلی از پرنده میترسم سعی میکنم نزدیکشون نشم پاسخ:سلام ملیناجان...خیلی ترسناکه پرنده شکاری..اصن شبیه جنگنده بمب افکنه...خوب..منم عاشق سگام...خیلی خوبن...خوب..کاش براش یه اسمی انتخاب میکردین...اینجوری صمیمی تر میشه...ولی پرنده ها ترسی ندارن بنظر من ..یه ذره شیطون هستن آره..ولی منکه نمیترسم...خوب..ممنون بخاطر کامنت...
مليكآ 
ساعت0:38---17 فروردين 1396
سلام هاني
خوبي؟
سال 96 تا اينجاش چطوره؟
اميد وارم كه خوب باشه
ولي من واقعا نفهميدم چرا اين كار و انجام ميداد
يه اشو بالا ميبرد؟
دوبار خوندم ولي بازم نفهميدم
مرسي واقعا ، نميدونستم بلبل هام همچنين قابليتي دارن
راجع ب پوسترت نظري ندارم در كل خوب بود ولي من اصلا
تيم فوتبالاي ايران و نميدونم چي ب چيه برا همين اون دروازه
بان و اصن نميشناشم
من برم ب بدبختيام برسم ك فردا امتحان رياضي دارم T~T
پاسخ:سلام پرنسس ملیکاخانوم...خیلی ممنون خوبم...خوب...چی بگم درمورد سال نودشیش...بد نیست خوبه...درمورد پای boli...کلا پرنده ها برای استراحت یه پاشونو بالا میبرن و روی اون پایی که زمینه یا روی شاخه درخته تکیه میکنن...ولی این boli..برای جلب توجه و فیلم کردن بقیه اینکارو کرده بوده...یعنی یه پاشو بالا نگه داشته و اصلنه اصلا زمین نزاشتش تا بقیه فک کنن پاش یه مشکلی داره...درصورتیکه هیچیش نبوده...خوب...هرچی ازین بلبل ها بگم کم گفتم...باور کن پرنسس خانوم باید یه دونشو داشته باشی یا یه مدتی از نزدیک ببینی تا عاشقش بشی....بنظر من اونا بهترینن...خوب..درمورد ادامه مطلب...راستش منم به آنصورت بازیکنای فوتبال رو نمیشناسم...اصلا نمیدونم این دروازه بان کیه...فقط چون برای ترولم به عکس یه دروازبان احتیاج داشتم ازش استفاده کردم...ولی خودم از قیافه بز که زیر دروازه بان زدم خیلی خوشم میاد...قیافش شبیه کسیه که جوک گفته و منتظره تو بخندی..خخخخخ...خوب...وای وای وای ریاضی...وای وای وای...موفق باشی...و...ممنون که همیشه دعوتمو به وبلاگ خودت قبول میکنی
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت0:36---17 فروردين 1396
بازززم سلاام هاني خوبي؟؟؟
واا خدا نميدونستم بلبل ها هم انقد مهربونن ولي خداييش من خيلي از پرنده ها ميترسم دقيقا نصف حيوونا ميترسم
راسي اره سگ ها خيلي بامعرفتن من ك واسه همين شيفه اونام ب خاطر معرفتشون هس ..ولي حيف ك نميتونم داشته باشم
قبلا ي پرنده داشتيم نميدونم چ پرنده اي بود ي شب وقت خواب ديديم ي صدايي اومد رفتيم تو حياط قفسه پرنده محكم افتاده بود رو زمين داداشم فك كرد پرنده بيچاره مرده ولي وختي از قفسش اروم اوردش بيرون ديديدم بيچاره اتقد ترسيده بود ك فقط داش نفس نفس ميزد چشاش هي باز بسته ميشد كاملا بگم رفته بود تو حالت كماا...
ولي خداييش خيلي دلم براش سوخت ي هفته با اب غذا دووم اورد ولي بعدش مرد.... خب موفق باشي پاسخ:سلام سلام سلام...ممنون ..خوب باشی خوبم...ای وای ..چرا از پرنده ها میترسی اونا که واقعا بچه های خوبی هستن...البته بجز پرنده های شکارچی وحشی...باید ازونا بترسه آدم..خوب...حالا درباره سگ...اونها بسیار بسیار بامعرفت و باوفا هستن...یکی دو مطلب دربارشون یه کوچولو یادداشت کردم تا بعدن اگه تونستم بنویسم...خوب..ای خدا...ای وای...آخی طفلکی...فک کنم موقه ای که زمین افتاده سرش یا جایی از بدنش ضربه خورده بیچاره...وای..واقعا ناراحت شدم از مرگ اون پرنده...کاش اسمشو برام بگی...بهرحال ناراحت کنندس...البته فدای سرت...خوب...ممنون بخاطر کامنت و ...موفق باشی
|