هانی هستم........مرسی
نظرات شما عزیزان:
لیدا 
ساعت17:47---7 خرداد 1396
ببین هانی جون چون من خیلی وقته نمیام وبت قراره واسه هر پستت یه کامنت بنویسم ببخشیدا خستت میکنم
اره داداش کوچولو یه جورای درکت میکنم چون منم یه بار این مرض رو گرفتم 1ماه نخوابیدم حتی 1دیقه شبیه روح شده بودم ههههه زیر چشام گود شده بود مثل اون چیزی که به چشت مشت میخوره خاکستری میشه انجوری شده بودم بعدشم اره واسه انسان سلامتی بزرگترین نعمته منم تا وقتی که بیماریم نمیدونستم ادمای مریضو درک نمیکردم مریضی منم درست چیزی نیست ولی باید تحت کنترل باشم تا اخر عمر من تروئیید دارم که 90%هرماه به اندازه 1وجب خودم 2تا شیشه خون میدم و روز به روز لاغرتر میشدم البته الان کمی چاق شدم ولی به هر حال هیچ وقت خدا رو از یادت نبر چون اون یه چیزی میدونه که این بلاهارو سر ما میاره نمیدونم هدفش چیه ولی فکر کنم میخواد میزان صبر افراد اندازه بگیر نظر من که ایجوریه خب دیگه نمیخوام سرتو به درد بیارم فعلا پاسخ:نه بابا این چه حرفیه ...هر اندازه که دوس داری کامنت بده من جواب میدم...البته چندوخته دیر به دیر جواب میدم...ولی هرموقه وبلاگ باز میکنم فوری جواب میدم...آخه میدونی؟...این مدت خیلی خسته و بی حوصله شدم....ولی اینجورم نیست که دیگه اصلا جواب ندم..خوب...وای ...پس حتما میدونی چه مشکل سختیه...اصلا آدم نمیدونه چطور دو دیقه بخوابه...خیلی سخته...حتی توضیح دادنشم سخته...ولی من این بیماری روی بدن و صورتم آثارشو نشون نمیده...یعنی چشام گود نمیفته...نیمه بسته نیست...فقط بدنم لرز خفیف میگیره که خیلیم طول میکشه...خوب..تیروئید..آره بیشتر اونایی که تیروئید دارن باید کنترل بشه بیماریشون...و خیلی متاسف شدم اینو شنیدم...ایشالله خوبه خوب میشی...خوب..آره کارای خدا همشون یه دلیلی داره که ما نمیتونیم بفهمیم...شاید دیر فهمیدیم..نمیدونم...خداکنه بفهمیم...خوب...ممنون کامنت نوشتی...
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت23:11---14 ارديبهشت 1396
سلام هانی خواهش میکن...کاری نکردم وقتم خیلی خوش حال شدم ک خوشحال شدی پاسخ:سلام ملیناجان....نه چیزی که نوشتی برام ارزش بالایی داره...آره خوشال شدم...خیلی خوشال شدم...بازم ممنون...و دوباره بازم ممنون بخاطر کامنت
ملیکآ 
ساعت21:07---11 ارديبهشت 1396
هربار که شک میکنم عشقم دیگه دوسم نداره
ازش نمیپرسم،چون میدونم جوابی نمیگیرم
فقط صبح که از خواب بیدارمیشم
میرم حموم در شامپو رو باز میکنم و میذارم زیردوش آب
شامپو بدن رو بجای قفسه،میندازم تو حموم
حوله حمومم رو پرت میکنم روکاناپه
چای لیپتون هارو از جعبه شون در میارم،میریزم رو کابینت
در روغن رو باز میذارم، یاماهی تابه رو میسوزونم
و بعدم گوشیم رو برمیدارم
منتظرمیشینم از خواب بیدارشه تا
حرکات بعداز بیدارشدنش روفیلم بگیرم و خیالم جمع بشه که همه چیز سرجاشه
با
اولین جیغش تو دشسویی که میگه
باز در خمیر دندون روباز گذاشتی
باز سرپوش مسواکت رو نذاشتی
میدونی مسواک میزنی میکروب میره تو معدت
با
دومین جیغش که میگه
چندباربگم حوله خیس رو استفاده کنی پوستت قارچ میگیره
با
سومین جیغش که میگه
چایی بیرون از جعبه روش میکروب میشینه
میفهمی اینو؟
میفهمم که همه چیزسرجاشه
آخ که چه سمفونی قشنگیه صداش
وقتی داره غر میزنه و حتی خودش هم فراموش میکنه و فقط میترسه که من مریض شم
همه چیز سره جاشه
عشقم هیچ اعتراضی نمیکنه چرا کارش زیادشده
چندشش نمیشه جورابای کثیفم رو از رومبل برداره
فقط و فقط مثله یه مادر نگران که من چیزیم نشه
عشقم منو دوست داره
همه چیز سرجاشه
اون تاحالا بهم نگفته دوسم داره
برعکس
همیشه هم میگه غرورش نمیذاره بگه دوسم داره
ولی اون هزاربار دوست داشتنش رو وقتی میگه الهی بمیری من راحت شم چندباربگم دمپایی سالن رو تو حموم نیار به من میگه
عشقم عاشقمه
همه چیز سرجاشه... پاسخ:واقعا عالی بود....مطمئنم درمورد مادر یا یه چیزی خیلی شبیه مادره...واقعا تشکر بخاطر این کامنت زیبا
ملیکآ 
ساعت21:05---11 ارديبهشت 1396
سلام موسیو
میدونم سخته
هیچکدوم از ماها تجربه شو نداشتیم
ولی تجربه اینم نداشتیم ک اینقد واسه چن نفر
عزیز باشیم ، من خودم اگه یه روز نخوابم
فرداش کسی جراعت نداره بهم نزدیک بشه
چون دیگه فاتحه ش خونده ست
انشالله ک زودتر زود زود زود خوب میشی
فراموش نکن تو کیا رو داری
بچه شیعیه هستی و اماما هواتو دارن
و صد البته خدا
همیشه اون جمله اخرین ک میذاشتی ازش خوشم میومد
عادی بود ب تهش ک رسیدم گفتم عه کو پس
ادامه مطلب ک رفتم نمیدونم چرا دلمو لرزوند واقعا نمیدونم چرا
موفق باشی همیشه ی خدا
فعلا
.gif) پاسخ:سلام پرنسس ملیکاخانوم...واقعا سخته...چیزی بیشتر از سخت....تا تجربه نشه درک نمیشه...خوب...خیلی ممنون خودم که برام رویا شده خوب شدن...خوب...من حواسم به همه اطرافیانم هست...اونا همشون سعی میکنن یه جوری مواظب من باشن...ولی بازم با اینکه بی خوابی منو و عوارضشو از نزدیک با چشماشون میبینن بازم درک نمیکنن که من چی میکشم...اونا بعضی رفتارای منو فک میکنن از خودخواهی منه ولی اینطور نیست تحمل چیزیو ندارم...نمیتونم عصابمو نگه دارم....بخدا بعضی وختا فک میکنم دارن مخصوصا اذیتم میکنن...نمیدونم...یعنی میدونم دارم اشتباه میکنم...خوب..اون جمله آخری که همیشه مینویسم...آره مخصوصا زدم روی یه عکس که به نوشته میومد...شانسی شانسی خوب درومده خخخخخ..خودمم خوشم میاد ازش...خوب...خیلی خیلی ممنون...تو هم همیشه موفق باشی و ممنون که دعوتمو به وبلاگ خودت قبول میکنی..
❣ مـلیــنا ❣ 
ساعت21:08---5 ارديبهشت 1396
سلاااام هانی چطوری خوبی؟؟
امیداورم سلامت باشی.gif)
خب انقدرام نمیخوام پر حرفی بکنم ...و اینکه هیچ توهینی نمیخوام بهت بکنم...فقط واقعا درکت میکنم ک چقد سخته انقدارم نمیخوام کشش بدم ک منمم تجربش کردم این چیزا ...ولی میدونم چقد سخته ....خب من مطئنم حالت خوب میشه ...حالا دلیلشو بهت میگم.gif)
موفق باشی پاسخ:سلام ملیناجان...ممنون خوب باشی خوبم...بازم ممنون منم همیشه آرزوی سلامتی برات دارم دخترخوب...خوب..آره دلیلشو خوندم...واقعا خیییییییییلی خوشال شدم...واقعا ممنون...نمیدونم چی بگم...همین چیزا منو خوشالم میکنه...کاش میتونستم خیلی بیشتر از اینا برای شما دوستای خیلی خیلی خوبم کارایی انجام بدم...آره دلیلشو خوندم...خیلی ممنون...صدهزار ملیون بار ممنون....و...شمام همینطور موفق باشی و...ممنون کامنت نوشتی ...بای باااااای
|